تک جوان
برگزیده های سایت
  • خبری و خواندنی
  • اس ام اس
  • پزشکی و سلامت
  • سبک زندگی
  • ترفند ها
  • آشپزی و تغذیه
  • داستان کوتاه و غمگین رفتن

    مجموعه : عمومی , مجله تفریحی

    داستان کوتاه و غمگین رفتن… (سر مزار)

    داستان کوتاه و غمگین رفتن

    داستان کوتاه و غمگین رفتن… در ادامه مطلب…

    گفتم: میری ؟

    گفت : آره..

    گفتم : منم بیام ؟

    گفت : جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر !

    گفتم : برمی گردی ؟

    فقط خندید…

    اشک توی چشمام حلقه زد

    سرمو پایین انداختم…

    دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد

    گفت : میری ؟

    گفتم : آره

    گفت : منم بیام ؟

    گفتم : جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر !

    گفت : برمی گردی ؟

    گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره !

    من رفتم… اونم رفت… ولی اون مدتهاست که برگشته

    و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده…

    داستان کوتاه و غمگین رفتن

    مطالعه کنید :  بیوگرافی و تصاویر جدید ویدا جوان
  • تازه ها
  • محبوب هفته
  • محبوب ماه